• وجود فساد سیستماتیک در ادارات و حتی ارگان­ های نظامی و امنیتی منجر به سقوط دولت کابل شد

در قسمت دهم از مجموعه برنامه تبعات 20 سال اشغال افغانستان؛ نقش آمریکا در ایجاد فساد سیستماتیک در افغانستان بررسی می گردد.

یکی از مهم ترین مشکلاتی که در افغانستان طی بیست ساله اشغال (2001 تا 2021م) همواره حس می گردید، وجود دولت ضعیف و ناکارآمد در کابل بوده است. علیرغم اینکه در اجلاس بن (دسامبر 2001) با هدف تأسیس نظام سیاسی جدید افغانستان، از همان ابتدا بر‌ دموکراسی و مشارکت متناسب تمامی اقوام و گروه‌های سیاسی افغانستان تأکید شد اما  با توجه به بافت قومیتی کشور، پشتون­ ها با ادعای عنوان قوم برتر(از دید خودشان)، تمایلی به حضور تاجیک­ ها و ازبک ­ها و هزاره­ ها و سایر اقوام افغان در پست­ های تأثیرگذار نداشتند. اختلافات ناشی از بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 میان حامد کرزی و عبدالله عبدالله و انتخابات های سال 2014 و 2019 میان محمد اشرف غنی و عبدالله عبدالله، همواره بخش جدایی­ ناپذیر از عرصه سیاسی افغانستان بوده که بذر آن در کنفرانس بن توسط آمریکا کاشته شد و به نوعی مشروعیت دولت افغانستان را کم‌رنگ کرده بود. این اختلافات هرچند با دخالت آمریکا و از طریق اعطای مناصب درجه دو و غیر موجود در قانون اساسی به غیرپشتون ها در آن مقاطع به صورت ظاهری حل شد، اما به صورت استخوان لای زخم همواره باقی ماند و مانع از تشکیل دولت متحد و منسجم به معنای واقعی در این کشور گردید.

وجود فساد سیستماتیک در دولت کابل و استفاده طالبان از این ضعف در واقع یکی از مهم ترین مشکلات افغانستان بود، که نه تنها محدود به حوزه سیاسی نماند، بلکه بازخورد آن در عرصه نظامی، اقتصادی و فرهنگی نیز مشهود بود. این فساد باعث شد که در انتخابات مختلف، تقلب صورت بگیرد، سطح زندگی حکمرانان با اکثریت مردم بسیار متفاوت شود، رشوه و پارتی ­بازی در ادارات و حتی ارگان­ های نظامی و امنیتی نیز مشاهده شود. همین فساد باعث شد که در برخی شهرها مردم برای حل مشکلات حقوقی خود به قضات طالبان مراجعه کنند و از آنها برای حل مشکلاتشان کمک بگیرند. به همین دلیل، با گسترش حملات طالبان در مناطق مختلف کشور همزمان با خروج نیروهای خارجی، عدم مقاومت در برابر طالبان و حتی استقبال از این گروه در برخی شهرها مشاهده گردید. مایکل مک­ کنلی Michael McKinley ، سفیر سابق آمریکا در افغانستان (طی سال های 2014 تا 2016)، طی مصاحبه ای با خبرگزاری های آمریکایی در تاریخ 2021 اذعان نمود: ایالات متحده در مورد مقابله با فساد در افغانستان، بسیار کم اقدام کرد. واشنگتن، آگاهانه با شخصیت های ارشد دولتی و نظامی افغانستان که مسئول ایجاد و تداوم فساد بودند، همکاری می کرد.

آمریکایی ها اعتقاد داشتند بعد از ترک افغانستان، نیروهای نظامی افغان بتوانند 6 ماه و حتی تا 9 ماه تاب آوری داشته باشند و بدون حمایت نظامی آمریکا از ساختار سیاسی، تاسیسات مهم نظامی و شهرهای بزرگ دفاع کنند، اما تحولات بعدی نشان داد این برتری فقط بر روی کاغذ بود و نیروهای نظامی و امنیت ملی افغانستان علیرغم داشتن تجهیزات پیشرفته تر از طالبان، موفق به حفاظت از کابل نشدند. به دیگر سخن، با اینکه آمریکا اعلام کرد 88 میلیارد دلار برای تجهیز و آموزش نیروهای امنیتی و نظامی افغانستان هزینه کرده است و این نیروها می­ توانند از پس درگیری با طالبان برآیند، اما تسلیم آنها در برابر طالبان نشان داد که فضای ترسیم شده در خصوص میزان قدرت و توانمندی نیروهای امنیتی افغان توسط آمریکا، توهمی بیش نبوده است. بسیاری از فرماندهان بدون هیچ­گونه مقاومت، شهرها را یکی پس از دیگری به طالبان تقدیم کردند. زمانی که نیروهای خارجی شروع به تخلیه پایگاه­ های خود کردند، جنگ روانی منفی علیه نیروهای امنیتی افغانستان شروع شد که در نهایت با فرار اشرف غنی، آنها نیز دلیلی برای مقاومت برابر طالبان نداشتند.

یکی از مهم ترین دلایلی که باعث شد مردم و نیروهای نظامی و امنیتی، بدون درگیری و مقاومت تسلیم طالبان شوند و حتی در برخی شهرها به استقبال از طالبان بروند، دیدن فساد دولتمردان و سران کشور و خستگی آنها از جنگ و ناامنی و فقر، فقدان یک دولت منسجم و نبود یک ساختار مستقل رهبری و سیاسی طی 2 دهه حضور اشغالگران آمریکایی در افغانستان بود.

بعد از کنفرانس بن 2001 هر بار که صحبت از ایجاد یک دولت ملی با حضور همه رهبران اقوام و بزرگان جهادی در افغانستان می گردید، آمریکا به طرق مختلف با تحریک رهبران اقوام مختلف و پرداخت رشوه های چند ده میلیون دلاری به سران اقوام مسیر انتخابات را طوری به نفع خود تغییر می داد که عملا یک دولت ملی و مرکزی با سیاستی واحد و برگرفته از ملاحظات همه اقوام در افغانستان شکل نگیرد. زیرا که شکل گیری یک دولت منسجم و متحد و قوی و یکپارچه باعث بهم خوردن معادلات و منافع آمریکا در افغانستان می شد. در انتخابات سال 2014، پس از اعتراض عبدالله به نتایج انتخابات و اعلام احتمال تشکیل حکومت موازی، وزارت خارجه آمریکا صراحتاً به مخالفت با این موضوع پرداخت و شخص جان کری وزیر امور خارجه وقت آمریکا با سفر به افغانستان، زمینه تشکیل حکومت ظاهری وحدت ملی در این کشور را فراهم کرد. اما حکومت وحدت ملی که قرار بود با اصلاحات در قانون اساسی و قانون انتخابات و تغییر نظام سیاسی از ریاستی به صدارتی و تعیین پست نخست‌وزیری، عمر دو ساله داشته باشد، بیش از 5 سال دوام پیدا کرد و در طول این پنج سال نه تنها به مفاد توافقات توجهی نشد، بلکه عملا قدرت به دست جناح اشرف غنی افتاد.

قشری نگری و نگاه قوم‌گرایانه تیم اشرف غنی، واقعیتی بود که نمی‌توان آن را انکار کرد. این وضعیت موجب شد تا هم دولت کابل از چندپارگی و چنددستگی رنج ببرد و هم در مواجه به مسائل و چالش‌های کلان، نتوان همسویی و هم‌صدایی را در درون دولت افغانستان مشاهده کرد. در انتخابات اکتبر سال 2019 نیز به دلیل وقوع تقلب در چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، اعلام نتایج نهایی 5 ماه به طول انجامید و در نهایت، اشرف غنی به عنوان رئیس جمهور افغانستان معرفی گردید. عبداالله عبدالله، رقیب اشرف غنی در انتخابات، نتیجه را غیرقانونی دانست. اما در نهایت، پس از مدتی و با پادرمیانی برخی چهره­ های سیاسی افغان و اعمال فشار آمریکا، توافق­نامه سیاسی میان غنی و عبدالله در اوایل می 2020  امضا شد و عبدالله به عنوان ریاست شورای عالی مصالحه ملی معرفی گردید. نقشی که عبدالله بر عهده گرفت، نقش اجرایی در همه امور حکومت نبود، بلکه او ابتکار برنامه صلح دولت را در اختیار داشت.

بر اساس طرح تشکیل "دولت انتقالی صلح" قرار بود دولت انتقالی صلح در افغانستان پس از امضای توافقنامه بین جناح ها و طرف های افغان تشکیل شود؛ لذا ساختار دولت کابل و قانون اساسی کشور به طور کلی تغییر می کرد و قانون اساسی جدید با نظارت شورای فقهی توسط این دولت انتقالی نوشته می شد. این در حالی بود که تمام این اختلافات از سوی طالبان رصد می‌شد و آنها براساس شکاف‌های موجود در کابل راهبرد خود را اجرایی می کردند. وجود اختلاف و چنددستگی میان اعضای دولت افغانستان در مذاکرات دوحه میان طالبان و طرف های افغان کاملاً بر مواضع آنها در قبال طالبان تأثیرگذار بود و این گروه با استفاده از همین موضوع، از پذیرش تعهدات آتش بس و پیشبرد مذاکرات بین الافغان سر باز زدند. در همین ارتباط، شیر محمد عباس استانکزی، معاون دفتر سیاسی طالبان اظهار داشت: "شما از دولت حرف می زنید، از نگاه ما اصلا دولتی در افغانستان وجود ندارد. اداره ای را که آمریکا ایجاد کرده، اداره فاسد است و هرگز نمی تواند از مردم افغانستان نمایندگی کند .حرف های اشرف غنی را نه تنها اقوام و احزاب سیاسی کشور بلکه وزرای کابینه او نیز رد می کنند. این اداره به هیچ صورت توانایی این را ندارد که به نمایندگی از افغانستان با کسی گفتگو بکند.

تلاش ها برای حل سیاسی بحران افغانستان و گفتگوهای پیاپی آمریکا و رهبران سیاسی افغانستان با طالبان، در ظاهر، خوشبینی ها را برای پایان دادن به جنگ داخلی در این کشور بیشتر کرد. اما طالبان نه تنها از مذاکره با دولت افغانستان امتناع کرد، بلکه با کنارگذاشتن حکومت افغانستان و مذاکره با سران سیاسی افغانستان بر دیدگاه خود مبنی بر دست نشانده بودن حکومت کابل پافشاری نمود و عاقبت موفق به فتح کابل شد و حکومتی از قوم پشتون اما این بار با ادعای حکومت مذهبی بر اساس فقه اهل سنت حنفی ایجاد کرد. در صورتی که در سده های گذشته حکومت های اقوام پشتون در افغانستان با ظاهر حکومت شاهنشاهی شکل گرفته بود.

اردیبهشت ۳۱, ۱۴۰۱ ۱۷:۴۶ Asia/Tehran