• يكي از بزرگترين آثار تبعات اشغال بازگرداندن طالبان در مقام دولت و امارت اسلامی است

در قسمت سيزدهم از مجموعه برنامه تبعات 20 سال اشغال افغانستان؛ تبعات اشغال از منظر کارشناسان افغانستانی و ایرانی بررسی می گردد.

آمریکا با بخش قابل‌ توجهی از کشورهای همسایه افغانستان چالش‌های پیدا و پنهان دارد؛ از ایران و چین گرفته تا روسیه و بعضی کشورهای آسیای مرکزی و حتی پاکستان. از منظر اندیشکده های غربی ، افغانستان جایی است که آمریکا می‌تواند با ناامن کردن آن مزاحمت‌های جدی برای این کشورها به‌ وجود بیاورد. بنابراین بر خلاف ادعاهای جاری، آمریکایی‌ها به دنبال حل بحران افغانستان نیستند. بلکه تمایل دارند آن را به نحوی مدیریت کنند تا بتوانند مناطق پیرامونی‌اش را آسیب‌پذیر کنند. آمریکا سیاست «آشوب هدایت شده» را در افغانستان در دستور کار دارد، به نحوی که اکنون افغانستان ناآرام است و آمریکا اهداف دیگری را در این ناآرامی دنبال می کند که آسیب رساندن به ایران، روسیه و چین و تسری افراطی گری به آسیای مرکزی می‌تواند بخشی از این هدف باشد؛ چراکه آمریکایی‌ها گاهی تولید بحران، گاهی حل بحران و گاهی مدیریت بحران می‌کنند.

ابوالفضل ظهره‌ وند، سفیر پیشین ایران در کابل معتقد است: متأثر از خروج آمریکا از افغانستان، این کشور دچار یک خلاء قدرت شد و دولت مرکزی نتوانست خلاء موجود را پر نماید و این شرایط حوزه مانور طالبان را گسترده‌ تر و عمیق‌ تر کرد و با فعال‌ تر شدن طالبان، دولت منزوی ‌شد. در مورد موضوع خروج آمریکا از افغانستان باید به یک نکته مهم توجه کرد؛ آمریکایی ها به افغانستان نیامده بودند که بروند، بلکه شکل حضورشان را تغییر دادند. نقشه آمریکا برای تجزیه افغانستان و بروز جنگ داخلی در این کشور است. ایالات متحده، ارزشی برای افغانستان قایل نیست، بلکه هدفش، تغییرات ژئوپلیتیکی در منطقه برای فشار به ایران، چین و روسیه است. مردم افغانستان باید بدانند که اولین قربانیِ استراتژی منطقه‌ای آمریکا هستند. آمریکا قصد دارد افغانستان را به کانونِ جریان‌های تکفیری تبدیل کند و طالبان در این بین، متغیرِ وابسته به آمریکاست. اگر طالبان در افغانستان قدرت یابد خطر تجزیه این کشور بسیار محتمل است و اگر افغانستان تجزیه شود بیشترین خطر متوجه چین ، روسیه و ایران خواهد بود.

سیدجمال فکوری بهشتی، نماینده سابق مجلس افغانستان نیز بر این باور است: که آمریکایی‌ها با حمله به افغانستان و طرح شعارهای فریبنده و معرفی خود به عنوان ناجی پس از دو دهه حضور، کشور را در وضعیتی بحرانی ترک کردند. در زمان حمله آمریکا فقط گروه طالبان در افغانستان فعال بود که امروز پس از دو دهه حضور این کشور، هم اکنون بیش از ۲۰ گروه تروریستی در قندهار، غزنی، هلمند، هرات و دیگر مناطق افغانستان فعال است.

خلیل احمد شهیدزاده، نماینده سابق استان هرات در مجلس افغانستان معتقد است: که آمریکا در مذاکره با طالبان و پاکستان، دولت افغانستان را کنار گذاشت و معاملات پنهانی با این گروه انجام داد که نتیجه اش وضعیت امروز این کشورش است. مردم و دولت افغانستان تاکنون از جزئیات توافقنامه آمریکا و طالبان اطلاع ندارند و نمی دانند، چه توافقاتی در آن گنجانیده شده است.

سیدرسول موسوی، دستیار وزیر و مدیرکل آسیای جنوبی وزارت امور خارجه ایران نیز معتقد است: وضعیتی که در شرایط فعلی در افغانستان ایجاد شده، ناشی از اجرا شدن طرح آمریکا است. آن‌ها به دنبال صلح نبودند؛ بلکه بی‌توجه به اتفاقاتی که ممکن است در افغانستان رخ دهد، تنها خواهان خروج خود از جنگ خودساخته بودند. باید ساختارهایی ایجاد می‌شد که بتواند نظم امنیتی افغانستان را حفظ کند. علاوه بر این قرار بود آمریکا گفت‌وگوهای بین‌الافغان را شکل دهد که آن گفت‌وگوها در کنار ساختارهای ایجاد شده، شرایط را به‌صورت صلح‌آمیز حل ‌و فصل کند. اما آمریکایی‌ها و اشغالگران این مسائل را نادیده گرفتند و در نتیجه، وضعیت فعلی در افغانستان ایجاد شد. سناریوی احیای امارت اسلامی یا جنگ داخلی جدید که هر دو پشت و روی یک سکه هستند. اگر به سمت صلح در افغانستان از طریق یک حکومت فراگیر حرکت نشود امکان جنگ داخلی در این کشور وجود دارد و صلح هم از طریق توافق و همگرایی منطقه ای و بین المللی ممکن است.

دکتر علی واحدی، عضو موسس بنیاد علمی-فرهنگی کوثر و کارشناس افغانستانی نیز معتقد است: امنیت و آرامش در افغانستان برای غربی ها اهمیتی ندارد. آمریکایی ها با وعده مبارزه با تروریسم و مواد مخدر، تامین امنیت و بازسازی در افغانستان حضور پیدا کردند اما به هیچ کدام از وعده های خود عمل نکردند و امروز ناامنی ها و کشت و تولید مواد مخدر افزایش یافته است. حتی زمانی که بحث مذاکره دولت افغانستان با مخالفان مسلح مطرح می شد، آمریکایی ها طوری عمل کردند که این مذاکرات به نتیجه نرسد و امنیت در افغانستان برقرار نشود، زیرا اگر در این کشور یک دولت قوی سرکار می آمد، دیگر حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان توجیهی نداشت.

محمد حسن جعفری، دبیرکل حزب رفاه ملی افغانستان معتقد است: آمریکایی ها افغانستان را تبدیل به ویرانه ساختند و علاوه بر آن، گروه های نیابتی آمریکا مانند گروه تروریستی داعش  در افغانستان کماکان حضور دارد و آمریکا ضمن اینکه به نحوی دولت افغانستان را حمایت می‌کرد، گروه طالبان و داعش را نیز حمایت می‌کرد که اظهارات هیلاری  کلینتون و دونالد ترامپ درباره ایجاد داعش توسط آمریکا اثبات کننده این موضوع است.

پیرمحمد ملازهی، کارشناس ارشد ایرانی شبه قاره معتقد است: آمریکایی‌ها همچنان یک نوع هرج و مرج را در افغانستان مدیریت می کنند تا هر وقت که نیاز شد، برگردند وگرنه آنها این کشور را رها نکرده‌اند و در اختیار رقبای خود قرار نمی‌دهند. اگر به صحبت‌های جو بایدن رییس جمهوری آمریکا دقت کرده باشید، متوجه می شوید که چرا افغانستان به ثبات نرسیده است. بایدن گفت که ما به این کشور نرفتیم تا دولت- ملت تشکیل دهیم، بلکه ما رفتیم تا گروه‌های رادیکال و سازمان القاعده را تنبیه کنیم و این گروه را تنبیه کردیم و بن لادن را کشتیم و برمی‌گردیم و دیگر ماندن در افغانستان ضرورتی ندارد. بنابراین سیاست آمریکا در افغانستان این نبود تا این کشور صلح و ثبات ببیند یا در آنجا توسعه ایجاد کند بلکه آمدند تا اهداف خاص خود را دنبال کنند. آمریکا حالا همانطور که خود ادعا می‌کند، به اهدافش رسیده است. آنچه این روزها در افغانستان اتفاق می افتد خارج از توافقی که در دوحه بین خلیل زاد و ملابرادر اتفاق افتاده نیست.

غلام‌حسین ناصری، عضو سابق مجلس نمایندگان افغانستان نیز  بر این باور است: که در سایه ۲۰ سال مداخله آمریکا و ناتو، افغانستان تبدیل به یک جهنم سوزان شده است، نه تروریسم نابود شد، نه کشت و قاچاق مواد مخدر کاهش پیدا کرد. امروز ۸۰ تا ۸۶ درصد مواد مخدر تمام جهان در افغانستان تولید می شود و نه هم حکومت‌داری خوب ایجاد شد. او تاکید کرد که آمریکا نه تنها در جهت ملت‌سازی؛ بلکه در تمام عرصه ها ناکام بوده و امروز واقعیت های عینی افغانستان غیر از آن چیزی است که غربی‌ها عنوان می کردند.

دکتر نوذر شفیعی، استاد ایرانی دانشگاه و کارشناس مسائل جنوب آسیا معتقد است: شرایط کنونی افغانستان به این دلیل ایجاد شد که آمریکا یعنی پروسه صلح را خوب مدیریت نکرد، دولت افغانستان را وادار به همکاری با طالبان نکرد و آنچه که در توافق نامه دوحه پیش بینی شده بود برای مشارکت طالبان در قدرت به درستی پیش نرفت و نهایتا دولت هم از پذیرش پیش شرط های طالبان خود داری کرد و طالبان نیز به نقطه صفر بازگشت و اقدامات نظامی خود را افزایش داد. آمریکایی ها  نیروهای خود را در منطقه غرب آسیا به طور کلی کاهش داده و آن ها را به سمت شرق آسیا منتقل می کنند. خروج از افغانستان باعث تحرک نظامی طالبان شد؛ یعنی آمریکا از افغانستان رفت و شرایط برای طالبان فراهم شد تا بتواند به اهداف خود برسد؛ در نتیجه امروز طالبان به هدف نخست خود که خارج شدن نیروهای آمریکایی از افغانستان بود، رسیده و حالا به دنبال تحقق خواسته دوم خود در مدت زمان طولانی یعنی ایده تشکیل امارت اسلامی است.

هدف آمریکا، تغییر ژئوپلیتیک منطقه است. اما یکی از برکات جریان مقاومت، شکست استراتژی نظامی سیاسی آمریکا در افغانستان بود. شکست آمریکا در افغانستان، به مراتب سنگین‌تر از شکست در ویتنام است؛ آمریکایی‌ها در ویتنام صرفا شکست نظامی خوردند اما در افغانستان علاوه بر شکست نظامی و متحمل شدن هزینه‌های چند صد میلیارد دلاری، شکست اخلاقی و هنجاری هم خوردند.

خرداد ۳۱, ۱۴۰۱ ۱۰:۵۷ Asia/Tehran