• ناتوانی دولت (وقت) اشرف غنی در برآوردن انتظارات مسکو در حوزه مقابله با ورود افراطی گری از افغانستان به آسیای مرکزی

در قسمت پانزدهم از مجموعه برنامه تبعات 20 سال اشغال افغانستان؛ تاثیر تبعات اشغال 20 ساله افغانستان بر روسیه بررسی می گردد.

تردیدی نیست که بی ثبات کردن قلمرو ژئوپلیتیک کشورهای پساشوروی در منطقه آسیای مرکزی، از برنامه های واشنگتن در منطقه است. حضور داعش در افغانستان با سیاست های راهبردی آمریکا در آسیای مرکزی و جنوب آسیا  هماهنگ و همسو می باشد. امریکا تلاش دارد با گسترش تروریسم تکفیری داعش در منطقه آسیای مرکزی ، روسیه ، چین و ایران را به چالش بکساند . از منظر آمریکا، روسیه تنها نگران حضور داعش در افغانستان نیست؛ بلکه با استفاده تبلیغاتی از این مسئله، امیدوار است اهداف راهبردی و بلندمدت خود در منطقه را نیز دنبال کند. مشکل اصلی روسیه این نیست که چه حکومتی بر افغانستان حکومت می کند، بلکه این بوده است که آیا افغانستان دوباره پایگاهی برای نیروهای افراطی می شود یا خیر؟ در دو دهه گذشته، کرملین هرچند حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان را مانعی برای تصرف کشور توسط افراط گرایان که تهدیدی برای همسایگان روسیه در آسیای مرکزی محسوب می شدند، تعبیر کرد، اما مسکو همزمان، واشنگتن را به افزایش تصاعدی تولید و قاچاق مواد مخدر از افغانستان متهم می کرد.

سقوط کابل به دست طالبان،از یک سو و توسعه داعش در افغانستان از سوی دیگر ،  بسیاری از افراطیون را در سراسر جهان اسلام به وجد آورده است، که احتمالاً تهدیدی برای روسیه و همسایگانش در آسیای میانه خواهند بود. این همان تهدیدی بود که مسکو را وادار به مداخله نظامی و همسویی با محور مقاومت در سوریه از سال 2015 کرد. علیرغم همه آسیب هایی که به اعتبار و شهرت آمریکا در خصوص شکست در جنگ افغانستان وارد شده است، مسکو با آنکه مرز مشترک با افغانستان ندارد، اما به سبب هم مرزی با شماری از همسایگان افغانستان که پیوندهای نزدیک اقتصادی و سیاسی  با روسیه دارند و بخاطر دارا بودن منطقه هایی با ساکنان مسلمان و خطرات ناشی از رشد افراط گرایی در کشورهای تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان، می کوشد از آسیب های احتمالی افغانستان بر منافع منطقه ای و جهانی اش بکاهد.

هر چند طالبان متعهد شده است که خاک افغانستان مورد استفاده سازمان های تروریستی قرار نخواهد گرفت، اما از منظر مسکو این گروه قادر به اجرای این وعده ها نخواهد بود. طالبان همچنان با القاعده همکاری تاکتیکی داشته، فاقد ابزارهای نظامی کافی برای کنترل این گروه و سایر گروه های تروریستی است و قادر نیست به شکل موثری با کانون های داعش مقابله کند، بویژه اینکه استقرار داعش در افغانستان با حمایت های آشکار و پنهان واشنگتن صورت می گیرد. از نظر روسیه با توجه به رویکرد آمریکا برای حمایت از گروه های تروریستی نظیر تحریک اسلامی ازبکستان، تحریک اسلامی ترکستان شرقی، تحریک طالبان پاکستان، داعش و القاعده، منجر به گسترش افراطیون خارجی در منطقه، ایجاد کانال های عضوگیری و تشکیل کانون های پنهان در اطراف افغانستان خواهد شد.

از سویی، در توافق نامه امنیتی میان آمریکا و افغانستان در دولت وحدت ملی در سال 2014 ذکر شده است که در صورت ادامه ناآرامی­ ها در افغانستان پس از سال 2024، این توافق­نامه به صورت خودکار تمدید خواهد شد، این موضوع موجبات نگرانی روس­ ها را فراهم کرده بود. موضع روسیه درباره‌ توافق‌نامه‌ امنیتی افغانستان با آمریکا این است که افغانستان کشوری مستقل است و حق دارد با هر کشوری، با توجه به منافع ملی‌اش، پیمان امضاء کند؛ اما چنین پیمانی نباید منافع کشورهای دیگر از جمله کشورهای آسیای میانه و روسیه را تهدید کند.

با سقوط دولت افغانستان واحتمال بروز جنگ داخلی در این کشور یا تشدید ناامنی ها، یقینا سیل عظیم پناهجویان روانه مرزها از جمله در آسیای مرکزی خواهد شد. از نظر روسها، این موضوع، به گروه های افراطی فرامرزی چون داعش اجازه می دهد تا از خاک افغانستان به عنوان مقری برای بی ثبات کردن آسیای مرکزی استفاده کنند. از نظر روسیه و آسیای مرکزی، مشکل اصلی در رابطه با افغانستان، مسئله هجوم سیل پناهجویان و تحرکات خرابکارانه فرامرزی گروه هایی چون داعش و القاعده است. در ضمن، افغانستان در دوران حکومت رژیم تحت حمایت آمریکا، تبدیل به منبع اصلی قاچاق مواد مخدر به آسیای مرکزی و روسیه که حالا یکی از بازارهای اصلی این تجارت هستند، نیز شده بود. در طرف مقابل آمریکاییها مدعی اند روسیه قصد دارد با بهره برداری از برنامه خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان، نفوذ خود را در این کشور از طریق افزایش تماس ها با طالبان بالا ببرد.

ماهیت مشکل افغانستان برای آسیای مرکزی و روسیه، تبدیل شدن این کشور به منبع بی ثباتی منطقه است. مسکو در راستای استراتژی امنیت ملی خود هرگونه حضور نیروهای نظامی یا پایگاه‌های خارجی در حوزه‌ خارج نزدیک، یعنی همسایگان روسیه و نیز کشورهایی مانند افغانستان را به عنوان تهدیدی علیه امنیت ملی خود تلقی می‌کند که نمونه اخیر آن اوکراین است. مقامات مسکو یادآور شدند که حضور بلندمدت آمریکا و غرب در افغانستان یا سایر کشورهای منطقه به هیچ­ وجه با منافع روسیه سازگاری ندارد و واکنش این کشور را بر می‌انگیزد.

مداخله نظامی آمریکا در افغانستان در سال 2001، سرآغاز اولین حضور نظامی مهم واشنگتن در منطقه ای بود که در حوزه آسیای مرکزی  واقع شده بود. این حضور مستلزم وجود پایگاه های پشتیبانی در کشورهای آسیای مرکزی و همچنین وجود مسیرهای لجستیکی در پاکستان، دریای خزر، قفقاز جنوبی و دریای سیاه، اروپای شرقی و حتی روسیه بود. علاوه بر این، حضور ارتش آمریکا منجر به افزایش نفوذ سیاسی و ایدئولوژیکی آمریکا در این منطقه شد که این مسئله نگرانی های روسیه به همراه چین و ایران را افزایش داد. پس از حمله آمریکا به افغانستان، ابتدا روسیه از کارزار آمریکا علیه طالبان و متحد آن القاعده پشتیبانی کرد، اما در دو دهه پس از آن، کرملین بارها از شیوه مدیریت جنگ توسط کاخ سفید انتقاد کرد.

روسیه یکی از کشورهایی بود که از سرنگونی رژیم طالبان در سال 2001 توسط آمریکا راضی به نظر می ­رسید، زیرا مسکو فکر می­ کرد که با سرنگونی رژیم طالبان در افغانستان، آسیای میانه از ناآرامی هایی که از جانب آن متصور بود، نفس راحتی خواهد کشید و تأثیرات مثبتی در برقراری امنیت آن مناطق خواهد داشت. چرا که طالبان از کابل و مراکز به اطراف افغانستان، بخصوص در شرق و جنوب افغانستان متمرکز شدند و از سرحدات شمال افغانستان در همسایگی آسیای مرکزی دور شدند و این حداقل آرامش خاطری برای روسیه بود. لذا پس از حمله آمریکا به افغانستان، روسیه ضمن حمایت از سرکوب طالبان، به متحدان خود در جبهه شمالی جهت ایفای نقش و در نظر گرفتن منافع روسیه در افغانستان امیدوار بود. بعدها، مسکو برای بدست گرفتن ابتکار عمل در افغانستان خود دست بکار شد و در سال ۲۰۰۶ تصمیم به برقراری ارتباطان با طالبان گرفت. روس ها درصدد بودند گروه طالبان را به میز مذاکره بکشانند تا جنگ و درگیری­ های نظامی در افغانستان کاهش پیدا کند، زیرا با نبود جنگ در این کشور، امنیت ملی روسیه بیشتر تامین می شود.

روس ها در واقع، از طالبان در آن زمان دو مطالبه داشتند: اول اینکه جلوی جنگجویان آسیای مرکزی و قفقاز که قبلأ با طالبان بودند، گرفته شود تا دیگر مشکلی برای آسیای میانه ایجاد نکنند. مطالبه دوم روس ها از طالبان این بود که طالبان جلوی قاچاق و انتقال مواد مخدر را به آسیای میانه بگیرند. موضوع مواد مخدر افغانستان برای روسیه، تهدید حیاتی علیه امنیت انسانی در این کشور با توجه به تأثیر مستقیم آن بر جامعه روسیه محسوب می­ شود. 90 درصد هروئین مصرفی روسیه از طریق آسیای مرکزی وارد این کشور می شود. یعنی حدود 75 تا 80 تن در سال. سالانه بیش از 7 هزار شهروند این کشور بر اثر مصرف هروئین جان خود را از دست می دهند.

موضوع دیگری که در ارتباط با سیاست های آمریکا در افغانستان مدنظر روسیه قرار داشته و دارد، مسئله حضور و فعالیت داعش در افغانستان است. از ابتدای شکل گیری زمزمه های ظهور و نفوذ گروه تروریستی داعش در افغانستان، یکی از احتمال ها این بود که هدف این گروه، عبور از افغانستان به سمت کشورهای آسیای میانه و از آنجا کشاندن دامنه فعالیت های تروریستی به مرزهای روسیه و چین است. طرفداران این برداشت، استدلال می کردند که این پروژه، کاملاً با منافع آمریکا و  قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای حامی داعش، همسو و هماهنگ است.

در مورد تحرکات داعش در افغانستان پیش از این ولادیمیر پوتین؛ رئیس جمهوری روسیه نسبت به تلاش زیرزمینی داعش برای پیدا کردن جای پا در افغانستان به منظور نفوذ به کشورهای آسیای مرکزی هشدار داده بود.  پوتین اعلام کرد "داعش درصدد ایجاد بی ثباتی در جنوب روسیه است".  پس از شکست‌های گروه داعش در سوریه و عراق، نگرانی‌های مسکو از سرازیر شدن داعش به پناهگاههای امن مورد حمایت آمریکا در  افغانستان و پاکستان بیشتر شده است.

در این راستا رئیس سرویس امنیت فدرال روسیه در سال 2021 گفته بود که داعش از تلاش برای ایجاد "خلافت اسلامی" در غرب آسیا دست کشیده و حالا سعی دارد تا با ایجاد شبکه‌های تروریستی بین‌المللی، از طریق افغانستان به روسیه و دیگر کشورها حمله کند.

تیر ۱۵, ۱۴۰۱ ۱۲:۵۱ Asia/Tehran