• تقابل ترکیه و روسیه در قفقاز جنوبی

در قسمت هشتم از مجموعه مقالات اهداف و پیامدهای جنگ دوم قراباغ، بخش دوم اهداف روسیه در پروژه جنگ دوم قراباغ بررسی می گردد.

تلاش برای کریمه سازی قراباغ از جمله اهداف روسیه در جنگ دوم قراباغ بود. دکتر والری مودبادزه (Valeri Modebadze)، استاد روابط بین الملل دانشگاه فنی گرجستان نیز می گوید: توافقنامه های که در 9 نوامبر 2020 امضاء شد به روسیه اجازه می­دهد که «نیروهای حافظ صلح» را در منطقه قراباغ کوهستانی مستقر کند. روسیه با اعزام نیروهای صلح بان به قراباغ حضور نظامی دایمی در جمهوری آذربایجان برقرار می­ کند. افزون بر این، روسیه فرصت کنترل کریدور لاچین را پیدا می­کند که نقشی اساسی در اتصال ارمنستان به قراباغ کوهستانی دارد. از راهرو لاچین توسط ارمنستان به عنوان یک مسیر لجستیکی برای ارسال تجهیزات به قراباغ کوهستانی استفاده می شود. روسیه با کنترل این کریدور مهم این فرصت را دارد که اهرم نفوذ بیشتری نسبت به ارمنستان بدست آورد».

قهرمان نورانی درآباد، کارشناس ایرانی مسائل جمهوری آذربایجان می گوید: «عملکرد نیروهای پاسدار صلح روسیه پس از برقراری آتش ­بس نشان می ­دهد که این دولت اهداف بزرگتری در سر دارد و آن حضور دایمی در این منطقه حساس است. فعالیت عمرانی، بازسازی زیرساخت­ های قراباغ کوهستانی و بازگرداندن آوارگان ارمنی و کمک به ساکنان ارمنی منطقه از جمله اقدامات روسیه بود. در سایه این رفتارها، روابط گرمی بین ساکنان منطقه و روسیه برقرار شده است. تردیدی نیست که این گونه رفتارها می تواند نشانه ­ای از نیات پنهانی مسکو باشد و نشانگر اندیشه احیای نفوذ امپراتوری روسیه در محیط پیرامونی باشد. درست به همین دلیل، فعالیت نیروهای روسیه باعث بدگمانی محافل سیاسی در جمهوری آذربایجان شده است، اما کسی قادر به مقابله با آن نخواهد بود».

بنظر می رسد آنچه به عنوان اهداف پنهانی روسیه برای «کریمه سازی» قراباغ از سوی کارشناسان مطرح می شود، ارتباط زیادی با نوع جهت گیریهای آتی سیاست خارجی جمهوری آذربایجان دارد. روسیه حضور ناتو در مناطق پیرامونی خود را به عنوان تهدید علیه امنیت خود می داند، بنابراین در صورتیکه باکو بخواهد تجربه اوکراین را در خصوص ناتو گرایی و غرب گرایی تکرار کند، بنظر می رسد در آن صورت مسکو نیز از حضور نظامی خود در قراباغ کوهستانی به عنوان یک اهرم فشار علیه باکو استفاده خواهد کرد. ضمن اینکه تبعیت باکو از سیاست های تنش زایانه ترکیه در قفقاز، بر  کم و کیف عملکرد روسیه در خصوص قراباغ کوهستانی موثر است. 

در واقع مدیریت بازی های ژئوپلیتیکی ترکیه در قفقاز، هدف دیگر روسیه از مداخله در جنگ دوم قراباغ بود. ظهور ترکیه‌ی عضو ناتو به عنوان بازیگر مستقیم نظامی در قفقاز جنوبی تحول مهمی است که بر محاسبات روسیه تأثیر می­ گذارد، چرا که ترکیه در راستای اهداف ناتو به دنبال ایجاد یک دالان ضد روسی و ضد چینی در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی با عنوان موهوم دالان تورانی است. اقدامات ترکیه در این خصوص و تبعیت احتمالی جمهوری آذربایجان از آن بشدت موجب ناخرسندی کرملین شده است و باید دید که آستانه تحمل مسکو درباره دخالت فزاینده ترکیه تا چه حدی است؟ 

دکتر داریا ایساچنکو  (Daria Isachenko)، پژوهشگر مسائل روسیه می‌گوید: « مداخله آنکارا در باکو به مسکو کمک می­کند تا نفوذ خود را که از سال 2018 در ارمنستان از دست داده بود دوباره به دست بیاورد. روسیه خط قرمزی برای ترکیه، یعنی سرزمین ارمنستان، ترسیم کرده است».

جلوگیری از صدور تهدید به درون مرزهای روسیه از اهداف دیگر روسیه در جنگ دوم قراباغ بود. واقعیت این است که جمهوری آذربایجان آن قدر در تنگنا و فشار قرار نگرفته بود که ترکیه گروه­ های تکفیری را به منطقه اعزام بکند. با توجه به ارتباطی که بین برخی از گروه های افراطی در قفقاز شمالی در روسیه با  تکفیری ­های مورد حمایت ترکیه و جمهوری آذربایجان وجود دارد، اعزام آنها به جنگ قراباغ می ­توانست دامنه تهدیدات را به داخل مرزهای روسیه بکشاند. در واقع ترکیه  طی سالهای گذشته بویژه از زمان تاسیس گروه تروریستی داعش برای تقویت گروه های تکفیری در جمهوری های خودمختار روسیه در قفقاز شمالی از جمله در داغستان و چچن تلاش کرده است .

کرملین، نگران حضور مزدوران خارجی در قفقاز جنوبی است. بنابراین اعزام مزدورانی از سازمان­های تروریستی بین ­المللی مانند «جبهه النصره» (Jabhat al-Nusra)، «فرقه حمزه» (Firqat Hamza) و «سلطان مراد» (Sultan Murad) توسط ترکیه به منطقه درگیری قراباغ ، نه تنها منطقه نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی، بلکه امنیت روسیه در قفقاز شمالی را تهدید می کرد. روسیه، ترکیه را به اعزام «تروریست­ها و مزدوران خارجی» به منطقه جنگی متهم کرده و هشدار داده بود که در صورت سقوط قراباغ، این منطقه می تواند به یک سنگر برای تکفیری ها تبدیل شود. درواقع، روسیه به خوبی می داند که تلاش ژئوپلیتیکی امروز در قفقاز جنوبی ممکن است فردا در قفقاز شمالی برای روسیه تبدیل به چالش جدی شود.

ملاحظات مربوط به انرژی، هدف دیگر روسیه از کنترل همزمان ارمنستان و جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قراباغ بود. کرملین می­ خواهد کنترل کاملی بر قفقاز جنوبی داشته باشد و نمی­ خواهد این منطقه به یک کریدور حمل و نقل انرژی برای اروپا تبدیل شود. بنابراین، برخی از کارشناسان معتقدند مقامات روسی تلاش می کنند تا از طریق درگیری­ های منجمد بر این منطقه مدیریت کنند. جمهوری آذربایجان به دلیل ذخایر نفت و گاز طبیعی و اهمیت ژئواستراتژیکی آن همواره مورد توجه روسیه بوده است. اگرچه جمهوری آذربایجان منابع کافی گاز برای تامین نیاز اروپا را ندارد ولی غرب تلاش می کند، از گاز جمهوری آذربایجان به عنوان یک ابزار و سلاح علیه روسیه استفاده کند. در چنین شرایطی مسکو نیز به استفاده از کارت قراباغ تمایل دارد. این موضوع نشان می دهد اتخاذ نکردن سیاست های مستقل از سوی باکو، و تبعیت از منافع زیاده خواهانه ناتو، ترکیه و رژیم صهیونیستی چه تبعات منفی می تواند بر چشم انداز آتی مناقشه قراباغ بگذارد. 

به طور کلی نتایج جنگ دوم قراباغ برای روسیه را می­ توان مثبت ارزیابی نمود. روسیه در نتیجه این جنگ به مهم ترین اهداف ژئواستراتژیک یعنی تقویت جایگاه منطقه ­ای خود در قفقاز جنوبی دست یافت. روسیه، از یک طرف توانست رضایت جمهوری آذربایجان ناراضی را بدست بیاورد و مانع از فاصله گیری بیشتر آن از مدار روسیه بشود و از طرف دیگر نیز با تنبیه پاشینیان، رئیس جمهور غرب­ گرای ارمنستان، آن را بار دیگر به دامن خود بر گرداند. روسیه در لوای منفعل بودن غرب توانست خود را به عنوان تنها نیروی صلح­بان وارد قفقاز جنوبی کند که دستکم تاثیر آن ایجاد نفوذ بیشتر در این منطقه است. ضمن اینکه رویکرد روسیه در جنگ با اوکراین نشان داد که مسکو به جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز اجازه نخواهد داد دالان ناتو را با عنوان موهوم دالان تورانی در قفقاز و آسیای مرکزی ایجاد کنند چرا که هدف این دالان، محاصر مرزهای جنوبی روسیه از طریق رساندن ناتو به شرق و غرب دریای خزر می باشد . 

فروردین ۲۸, ۱۴۰۱ ۱۴:۳۷ Asia/Tehran