• روسیه به دنبال ایفای نقش انحصاری میانجیگری میان جمهوری های ارمنستان و آذربایجان

در قسمت نهم از مجموعه مقالات اهداف و پیامدهای جنگ دوم قراباغ، اهداف بازیگران جنگ دوم قراباغ از دیدگاه اندیشکده های امریکن اینترپرایز، بروکینگز، بگین- سادات، بلفر و RUSI بررسی می شود.

اندیشکده RUSI در مقاله ای به قلم نیل ملوین (Neil Melvin) در روزهای آغازین جنگ سال 2020، به نقش مناقشه قراباغ در وضعیت ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی و روسیه می­ پردازد. این مقاله، نشان می­دهد که روسیه با وجود تلاش­ هایی برای پایان دادن به این درگیری، خواهان حفظ وضعیت نه جنگ و نه صلح است. ملوین در این مقاله می نویسد: «با اینکه روسیه در کنار رویکرد خود در قبال ارمنستان و جمهوری آذربایجان، سعی کرد ترکیه را از مسایل این منطقه دور نگه دارد، اما در جریان درگیری­ها، ترکیه در حمایت خود از جمهوری آذربایجان و ادعاهای سرزمینی آن از موضع خود عقب نشینی نکرد. هدف اردوغان این است که گروه مینسک را به حاشیه براند و به زور جایگاهی در مذاکرات که حل و فصل نهایی درگیری قراباغ در آن انجام می­شود، به دست آورد». تحلیلگر اندیشکده RUSI نشان می ­دهد که روسیه در قبال این نقش جدید ترکیه دچار نوعی غافل­گیری شده است. لذا می ­توان گفت، قفقاز جنوبی به احتمال زیاد به منطقه دیگری برای رقابت نیابتی ترکیه و روسیه در کنار لیبی و سوریه تبدیل می­ شود که می ­تواند بی ­ثباتی بیشتری را در قفقاز جنوبی ایجاد کند.

میشل رابین (Rubin Michael) تحلیل­گر منطقه قفقاز در اندیشکده امریکن اینترپرایز، در مقاله ای با عنوان «آیا این جنگ پایان استقلال جمهوری آذربایجان است؟» به هزینه سیاسی جمهوری آذربایجان در برابر به دست آوردن بخشی از سرزمین ­های از دست رفته خود در طی جنگ قراباغ اشاره می­کند. رابین معتقد است: «آذری­ها، ممکن است 10 نوامبر 2020 را به عنوان تاریخ پیروزی خود بر ارمنستان در جنگ دوم قراباغ جشن بگیرند، اما هنگامی که روزهای پرحاشیه جشن کاهش یابد، ممکن است متوجه شوند که این پیروزی، پایان استقلال واقعی جمهوری آذربایجان و آغاز تسلیم این کشور به حکم فرمایی روسیه و ترکیه است».

تحلیل­گر اندیشکده امریکن اینترپرایز، بر این باور است که الهام علی اف به منظور تقویت قدرت شخصی و تضمین احتمالی جانشینی همسر و پسرش از طریق اتحاد با روسیه و ترکیه، حاکمیت و استقلال جمهوری آذربایجان را فروخته است. به عقیده رابین، درست است که نیروهای روسیه در خاک جمهوری آذربایجان مامور اجرای آتش ­بس بین دو طرف جمهوری آذربایجان و ارمنستان هستند، اما ورود نیروهای روسیه به این منطقه از اهداف دیرین ولادیمیر پوتین می ­باشد. هر چند ورود این نیروها به سرعت انجام شده، چه بسا خروج آنها به سختی صورت خواهد گرفت.

رابین معتقد است استراتژی پان ­ترکیسم ترکیه سال هاست که توجیه کننده پشتیبانی های آنکارا از دولتمردان باکو است. ارمنستان در کنار گرجستان و ایران از مهم ترین موانع ترکیه در خصوص این بلندپروازی اردوغان محسوب می­ شود. علی اف ممکن است به اردوغان به عنوان یک دوست نگاه کند، اما اردوغان، علی اف را وسیله ای برای رسیدن به هدف می­ داند.

کمال کیریشچی (Kemal Kirişci) و بهلول اوزکن (Behlül Özkan) مقاله ای با عنوان «آیا ترکیه، بعد از آتش­بس روسیه در قراباغ، می ­تواند قدم بعدی را برای صلح پایدار بردارد؟» را در اندیشکده بروکینگز در سال 2020 منتشر کرده اند. نویسندگان این مقاله با اشاره به ضرورت صلح در قفقاز جنوبی بر نقش ترکیه و روسیه تأکید می کنند. کیریشچی و اوزکن می نویسند: «به نظر می­رسد صلح پایدار بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان کار دشواری باشد. اما فرصتی برای ترکیه وجود دارد تا نقش اصلی یک میانجی­گر در این درگیری را بازی کند. از آنجا که روسیه به عنوان بازیگر اصلی در این آتش ­بس پذیرفته شده، از شانس بیشتری برای کمک به تداوم صلح میان باکو و ایروان برخوردار است. اما این صلح، مستلزم این نیز هست که دو طرف به ثبات و رفاه ناشی از این معامله فکر کنند و از تفکرات ناسیونالیستی دور شوند. هرچند توافق به امضای طرفین رسیده است، اما وضعیت نهایی قراباغ کوهستانی و نحوه دستیابی به حل و فصل نهایی در آن روشن نشده است. این موضوع نشان می داد که احتمال درگیری طرفین در آینده همچنان وجود دارد».

از دیدگاه این دو نویسنده، ترکیه به احتمال زیاد در آینده با چالش ­های فراوانی مواجه خواهد شد. با این وجود، ترکیه می تواند با استفاده از شرایط پیشرو مسیر درست را طی کند. این دو نویسنده مقاله مشترک خود را اینگونه جمع بندی می کنند: «ژئوپلیتیک پیچیده قفقاز جنوبی برای ابتکار ترکیه بسیار چالش برانگیز خواهد بود. زیرا روسیه، به طرز ماهرانه ­ای دست خود را در منطقه قفقاز جنوبی بازکرده است و نقش خود را با تبحر بازی می کند».

یکی از مقالاتی که در مرکز مطالعات بگین- سادات راجع به جنگ دوم قراباغ منتشر گردیده مقاله ای با عنوان «ایران، پس از جنگ قراباغ، با رقابت سختی در قفقاز روبرو شده است» می باشد. امیل آودلیانی (Emil Avdaliani) در این مقاله، به عقب ­نشینی سیاسی غرب از منطقه قفقاز جنوبی پرداخته و از آن به عنوان نکته مثبت  برای ایران یاد نموده است. از نظر آودلیانی، این عقب نشینی غرب، فرصت ژئوپلیتیکی بسیار خوبی برای ایران می باشد و ایران با استفاده از امکانات و ظرفیت های خود می تواند باعث کاهش نفوذ غربی ها به منطقه شود. آودلیانی در بخش دیگری از مقاله خود، ادعا می کند که نفوذ ترکیه در جمهوری آذربایجان، هم می­تواند گسترش روابط ایران با جمهوری آذربایجان را محدود کند و هم می ­تواند باعث پیچیده­ تر شدن روابط خوب ایران با ترکیه شود. اودالیانی بر این باور است که علاوه بر ترکیه، روسیه هم می ­تواند برای ایران چالش ­زا باشد. اودالیانی معتقد است: «تهران باید مراقب حضور تقریبا 2000 صلح­بان روسی در قراباغ باشد تا تنشی پیش نیاید».

سیمون ساردژیان (Simon Saradzhyan) در نوشته ­ای با عنوان «محاسبات پوتین در قراباغ می­تواند نفوذ روسیه را در اتحاد شوروی سابق تضعیف کند» در اندیشکده بلفر، به ارزیابی سود و زیان روسیه از جنگ دوم قراباغ می­ پردازد. ساردژیان می نویسد: «مزیت ­هایی جنگ دوم قراباغ برای روسیه از جمله ایجاد یک اهرم اضافی در جمهوری آذربایجان در قالب نیروهای حافظ صلح، در مقابل گسترش نفوذ ترکیه در قفقاز جنوبی ارزش چندانی ندارد».

اردیبهشت ۱۱, ۱۴۰۱ ۱۳:۳۰ Asia/Tehran