• سوء استفاده ترکیه از جنگ قراباغ در راستای اهداف قومی و فشار بر ارمنستان

در قسمت دهم (قسمت پایانی) از مجموعه مقالات اهداف و پیامدهای جنگ دوم قراباغ، اهداف بازیگران جنگ دوم قراباغ از دیدگاه اندیشکده های چتم هاوس، شورای آتلانتیک، شورای روابط خارجی، کارنگی، هریتیچ و واشنگتن بررسی می شود.

لورنس بروئرز (Laurence Broers)، از کارشناسان اندیشکده چتم هاوس، مقاله ای با عنوان «صلح تحمیل شده روسیه بر خونریزی ارمنستان و جمهوری آذربایجان» را در سال 2020 منتشر کرده است. بروئرز، در این مقاله نشان می دهد که قرارداد آتش بس بین جمهوری های ارمنستان و آذربایجان و روسیه جامعیت برقراری صلح پایدار را ندارد. به همین دلیل می گوید: «این توافق­نامه با 9 بند مهم بیش از یک آتش­ بس ساده است، اما بسیار کمتر از یک توافق صلح واقعی است». به عقیده کارشناس اندیشکده چتم هاوس، مهم ترین نکته در خصوص این توافق­نامه این می باشد که اشاره­ ای به وضعیت حقوقی خود قراباغ به عنوان موضوع اصلی درگیری نشده است. از جمله نکات قابل توجه در خصوص این سند آتش بس، استقرار سریع نیروهای روسیه در قراباغ کوهستانی کوچک شده بود که در چند ساعت صورت گرفت. تنها بازیگر خارجی ذکر شده در قرارداد، کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان می باشد که بازگشت آوارگان تحت حمایت آن صورت می ­گیرد. در این قرارداد، بازیگران یورو آتلانتیک همچون فرانسه، آمریکا، گروه مینسک و.. نیز کنار گذاشته شده­ اند. بروئرز، در انتهای مقاله خود می نویسد: «منطقه ­ای سازی مناقشه ارمنستان و جمهوری آذربایجان از سوی روسیه جان افراد را در کوتاه مدت نجات می­ دهد و منافع خود روسیه را در قفقاز جنوبی در کوتاه مدت تضمین می­ کند. اما این توافق بسیارِ نازل، صلح را در درازمدت تأمین نمی­ کند».

اندیشکده شورای آتلانتیک با انتشار مقاله ای از جان هربست (John Herbst) در سال 2021، با عنوان «سود و زیان پوتین از توافق آتش ­بس ارمنستان و جمهوری آذربایجان» نتایج مثبت و منفی جنگ دوم قراباغ برای روسیه را بررسی کرد. از نظر هربست، اتحاد دیرین جمهوری آذربایجان و ترکیه باعث افزایش نفوذ ترکیه و کاهش برتری روسیه در قفقاز جنوبی شده بود. البته پوتین نیز دستاوردهایی در جنگ دوم قراباغ به دست آورد. هربست می نویسد: «تحمیل توافق آتش بس بر طرفین و اجرای آن از سوی نیروهای حافظ صلح روسیه موفقیتی برای مسکو بود. علاوه بر این پیروزی دیپلماتیک، مسکو از این جهت که ایالات متحده نقش تعیین کننده ­ای نداشته است، احساس آرامش کرد. همچنین تضعیف موقعیت پاشینیان و ایجاد وابستگی ایروان به کرملین دستاورد دیگر برای پوتین بود».

استفن سستانویچ (Stephen Sestanovich)، در اندیشکده شورای روابط خارجی مقاله ای با عنوان «آیا روسیه به جنگ ارمنستان و جمهوری آذربایجان پایان داده است؟» در سال 2020 منتشر کرده است. سستانویچ معتقد است که مفاد و شرایط حاکم بر قرارداد باکو- ایروان- مسکو به گونه­ ای است که احتمال شروع جنگ دوباره را کاهش می ­دهد. سستانویچ می نویسد: «حداقل به سه دلیل این قرارداد ادامه خواهد داشت. دلیل اول حضور نظامی روسیه در قراباغ است. چون در صورت حمله دوباره جمهوری آذربایجان، ریسک جنگ با سربازان روسی محتمل است. دلیل دوم، پیروزی جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قراباغ است. این پیروزی، دستاوردی بزرگ بود و باکو با این پیروزی به بیشتر آنچه که می ­خواست رسیده است. دلیل سوم، افزایش ریسک ناشی از تحرکات نظامی جدید توسط باکو است. تنها موردی که می­ تواند زمینه تهاجم جدی جمهوری آذربایجان را فراهم آورد، باز پس گیری کامل قراباغ است و این اقدام، با ریسک های ­زیاد مواجه است و احتمالا محاسبه سود و زیان مانع از انجام این کار خواهد شد».

اندیشکده کارنگی با انتشار مقاله ای از پائول استرونسکی (Paul Stronski) با عنوان «مناقشه قراباغ کوهستانی فال بدی است» در سال 2020، به این موضوع پرداخته است که بازی قدرت­ های بزرگ در قفقاز جنوبی باعث شده است که توازن قوا تغییر کند. استرونسکی، کارشناس اندیشکده کارنگی، اذعان می ­کند که جنگ دوم قراباغ تاکیدی است بر یک جهان چندقطبی که ایالات متحده آمریکا و قدرت­های اروپایی از نقش آفرینی در آن عقب نشسته­ اند. در عوض، قدرت­هایی همچون روسیه، ترکیه و ایران درصدد ایفای نقش بیشتری در قفقاز هستند و در مقابل آنها، وحدت رویه از طرف آمریکا و اروپا شکل نگرفته است. به عقیده استرونسکی بی­ اعتمادی جمهوری آذربایجان و ترکیه به فرانسه و همچنین تعارض سیاست ­های ترکیه با ناتو، باعث بی­ اعتباری بیشتر غرب شده است. استرونسکی می نویسد: «روسیه با اینکه توانست به هر دو طرف جمهوری آذربایجان و ارمنستان سلاح بفروشد و دو طرف را پای میز مذاکره بکشد، اما واقعیت این است که به دلیل دست و پنجه نرم کردن با سایر بحران­ها در اطراف نزدیک خود مثل بحران بلاروس و یا قرقیزستان، به سختی از بحران جدی در قفقاز استقبال کند».

لوک کافی (Luke Coffey) مقاله ای با عنوان «جمهوری آذربایجان و ارمنستان: یک درگیری منطقه ­ای با پیامدهای جهانی» در اندیشکده هریتیچ در سال 2020 منتشر کرده است. کافی در این مقاله، می نویسد: «شرایط ژئوپلیتیکی حاکم بر جنگ دوم قراباغ نشان داد که این درگیری، می ­تواند پیامدهای منطقه­ ای، فرا آتلانتیکی و جهانی داشته باشد. این در شرایطی است که نقش نظامی ایالات متحده در این درگیری مشاهده نشد». نویسنده، همچنین در این مقاله نشان داده است که قفقاز جنوبی از یک طرف درنفوذ روسیه، ایران و ترکیه قرار دارد و از طرف دیگر با وجود موقعیت راهبری شهر گنجه جمهوری آذربایجان در نزدیکی قراباغ ، که محل عبور خطوط لوله انرژی و فیبر نوری بین اروپا و آسیاست نیازمند ثبات است.

اندیشکده واشنگتن با انتشار مقاله ای با عنوان «روسیه و ترکیه در قراباغ کوهستانی: دستورالعملی برای بی ­ثباتی درازمدت» به قلم آنا بورشچفسکایا (anna Borshchevskaya) در سال 2020، نشان می دهد که چگونه این درگیری بر روابط روسیه و ترکیه تاثیر می­گذارد. بورشچفسکایا معتقد است روسیه تلاش نمود در جنگ دوم قراباغ به دلیل روابط امنیتی و تجاری که با طرفین جنگ داشت حالت تعادل را نگه دارد و فراتر از نتیجه جنگ برای طرفین به منافع ژئوپلیتیکی خود بیندیشد. روسیه، از یک سو جمهوری آذربایجان سرشار از منابع انرژی را یک غنیمت برای خود می ­شمارد و از سوی دیگر بی ­میل نبود تا ارمنستانی که به  دلیل انقلاب مخملی 2018 به سمت غرب گرایش یافته بود، تنبیه شود. به عقیده کارشناس اندیشکده واشنگتن، مسئله غافل­گیرانه دیگر برای روسیه، دخالت ترکیه در این جنگ بود که موضع مسکو را پیچیده ساخت. البته با اینکه روسیه می­ توانست در مناطق دیگری مثل سوریه و لیبی ترکیه را تحت فشار قرار دهد، تن به این کار نداد؛ زیرا تمایلی به درگیری با ترکیه نداشت. از طرف دیگر، ترکیه هم با توجه به درک آسیب ­پذیری خود در این منطقه، علاقه ­ای به درگیری مستقیم با روسیه نداشت.

بورشچفسکایا می نویسد: «جنگ سر قراباغ کوهستانی باعث شده است که رقابت این روسیه و ترکیه در منطقه قفقاز متوازن شود. نه مسکو به صلح واقعی علاقه دارد نه آنکارا، بلکه هر یک از این دو طرف برای اهداف خودشان فکر می­ کنند و نهایتا مسکو تنها بازیگری خواهد بود که می­تواند با همه طرف­ها مذاکره کند».

خرداد ۱۷, ۱۴۰۱ ۰۷:۲۵ Asia/Tehran