در قسمت اول از مجموعه متون تشدید اسلام هراسی در اروپا، وجوه اسلام هراسی در غرب بررسی می شود.

تحولات 2022 در سوئد و اقدامات اسلام ستیزانه برخی گروه ها در تعدادی از کشورهای اروپایی در توهین به مقدسات اسلام،‌ حاکی از تداوم اسلام هراسی و در مواردی تبدیل آن به اسلام ستیزی است.اصطلاح اسلاموفوبیا (isamophobia) از کلمات اسلام و فوبیا تشکیل شده است که به معنای ترس غیرمعقول از چیزی یا بیزاری از چیزی است. باومن (Baumann)، پژوهشگر مسائل اجتماعی، اسلام هراسی را هراس بیمارگونه از مذهب، اسلام، قرآن، پیامبر اسلام ص و هراس از فرهنگ، سبک زندگی، ویژگی های رفتاری و روحی مسلمانان توصیف کرده است.

اسلام هراسی در اروپا، پدیده نوظهوری نیست و از قرن بیستم که با شکست اندیشه های مادی گرایانه، مردم اروپا به سمت اسلام گرایش پیدا کردند، بروز و ظهور یافت. سیاستگذاران و دولتمردان غربی برای ترویج اسلام هراسی، استدلال می کنند که مسلمانان از دین اسلام به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود استفاده می کنند و به همین دلیل تهدیدی مهم برای موجودیت سیاسی و امنیتی غرب محسوب می شوند. در امتداد این استدلال، رسانه های غربی نیز به بازنمایی چهره ای منفی از مسلمانان و دین اسلام می پردازند که نتیجه آن تشدید پدیده اسلام هراسی در جوامع غربی است. 

افزایش جمعیت مسلمانان در کشورهای اروپایی و نگرانی سیاستمداران از موج اسلام گرایی در این منطقه، آنها را به سمت اتخاذ سیاست های اسلام هراسانه و اسلام ستیزانه سوق داد. بر اساس ارزیابی های کلی در حال حاضر، فرانسه با حدود پنج میلیون مسلمان،‌ آلمان بیش از چهار میلیون، انگلستان حدود سه میلیون، ایتالیا دو میلیون و اسپانیا یک میلیون پنج کشور اروپایی با بیشترین جمعیت مسلمان هستند. از دهه 90 قرن بیستم، موج اسلام هراسی در اروپا آغاز شد و با حوادث 11 سپتامبر به اوج خود رسید. به طوری که بر اساس ارزیابی مقالات و گزارش های منتشر شده در رسانه های اروپایی، اغلب آنچه درباره مسلمانان در فاصله زمانی 1994 تا 2004 منتشر شده است، تصویری منفی از مسلمانان ارائه داده و آنها را تهدیدی برای هویت و ارزش های غربی توصیف کرده بودند. در مقابل، مسلمانان و گروه های ضد تبعیض در اروپا، این رویکرد اسلام هراسانه را همواره محکوم و آن را غرض ورزانه می دانستند.

اسلام هراسی در اروپا 6 گونه دارد که عبارتند از: سلبی، ایجابی، عوامانه، عالمانه، ساختمند و شبکه ای. گونه نخست، اسلام هراسی سلبی است. دکتر اصغر افتخاری، استاد علوم سیاسی در ایران، در تعریف اسلام هراسی سلبی نوشته است: «این گونه از اسلام گرایی توسط بازیگر عامل و از ناحیه خارجی تولید می شود که با بزرگ نمایی و تحریف چهره اسلام به تولید تنفر از مسلمانان در جامعه مخاطب اقدام می کند».

رسانه های غربی، همچنین به انتشار اطلاعات غلط و جعلی درباره اسلام پرداخته و به تبلیغ گسترده اقدامات بدعت آمیز گروه های افراطی نظیر وهابی ها می پردازند.

پدیده اسلام هراسی ایجابی، گونه دیگری است که هر چند مبنای آن، درون محتوای اسلامی و فعالیت های مسلمانان قرار دارد، اما در واقع برداشت های افراط گریانه و خشونت ورزانه از دین اسلام است که در نهایت می تواند بر سرمایه اجتماعی مسلمانان در جوامع اروپایی اثر منفی بگذارد .

یک نوع دیگر از پدیده اسلام هراسی را می توان اسلام هراسی باصطلاح عالمانه نامید که هدف آن، ضربه زدن عامدانه به اسلام و ایجاد شک و تردید بین مسلمانان و جلوگیری از گرایش دیگر ادیان و مذاهب بویژه مسیحیان به اسلام است. آنها به دلیل انگیزه های سیاسی، اقتصادی، مذهبی و استعماری به دنبال ایجاد شبهه و تردید در اصول اسلامی، متهم ساختن پیروان این دین به خشونت است. به نوشته خسرو شاهی، محقق مسائل اجتماعی در ایران، محافل سیاسی و رسانه ای مروج اسلام ستیزی، با دروغ پردازی، این مفهوم را القاء می کنند که سنت نبوی و احکام فقهی از عادات و آداب و رسوم جاهلیت نشأت گرفته است. این نوع تبلیغات علیه اسلام، کاملا هدفمند و باصطلاح هوشمند و با هدف نفرت پراکنی علیه مسلمانان است.

یک گونه دیگر، اسلام هراسی عوامانه است که ناشی از سوء برداشت درباره اسلام و مسلمانان است. برخی نویسندگان و پژوهشگران بدون تحقیق مناسب و در مواقعی بدون هدف، در پیام هایی عامه پسندانه، با بیانی احساسی و اثرگذار مخاطبان خود را علیه مسلمانان تهییج می کنند.

اسلام هراسی ساختاری و ساخت‌مند، مهم ترین و اثرگذارترین رویکرد است که در سطوح رسمی و دولتی رخ می دهد و احزاب رسمی و گروه های فشار، آن را ترویج و تبلیغ می کنند. درباره نقش دولت و نهادهای رسمی در گسترش اسلام هراسی، دو سناریو قابل تصور است. سناریوی اول این است که دولت به صورت سازمان یافته و هدفمند به مقابله با اسلام و مسلمانان می پردازد. قوانین منع حجاب یا اعمال محدودیت و سختگیری علیه مسلمان در اروپا را می توان در این راستا ارزیابی می شود. به نوشته حسینی فائق، تحلیلگر مسایل اجتماعی در ایران، این وضعیت که در ساختارهای دولتی و رسمی، شرایطی علیه مسلمانان وضع می شود، اسلام هراسی سازمان یافته خوانده می شود. سناریوی دوم این است که دولت آشکارا قانون علیه مسلمانان وضع نمی کند، اما نتیجه ساختارهای موجود دولتی اعمال فشار و تبعیض علیه مسلمانان است و با این وجود، نهادها و ساختارهای دولتی، تمهیدات لازم را برای حفظ و تامین حقوق مسلمانان فراهم نمی کنند.

به طور کلی شکست، ناتوانی و قصور جمعی سازمانی، در ارائه خدمات مناسب و لازم به اقلیت مسلمان به سبب ریشه دینی، نژادی یا فرهنگی آنان، اسلام هراسی ساخت مند نامیده می شود که در نتیجه آن پیش داوری، تبعیض، نادیده انگاری حقوق مسلمانان گسترش می یابد.

اسلام هراسی شبکه ای، نوع دیگری از اسلام هراسی است که در اروپا جریان دارد. گروه های مخالف اسلام و مسلمانان در اروپا از طریق ایجاد سازمان و تشکیل اتحادیه ها و انجمن های مختلف و با حمایت و بهره برداری از رسانه ها، توانسته اند شبکه عظیمی علیه مسلمانان راه بیندازند و ترس در اسلام را در کل اروپا ترویج کنند. این شبکه ها، بیشتر توسط گروه ها و جنبش های راستگرا در اروپا هدایت و راهبری می شوند. این شبکه ها تقریبا در همه کشورهای اروپایی وجود دارند و پیوند مستحکمی با محافل سیاسی و رسانه ای در این مناطق دارند. هر کدام از این شبکه های کوچکتر تلاش می کنند با شبکه های اسلام هراسی در دیگر کشورها ارتباط برقرار کرده و تبلیغات منفی گسترده ای علیه اسلام و مسلمانان به راه اندازند. حزب ملی انگلستان (BNP) (British National Party)، جنبش جهادستیزی (Counter-Jihad Movement) و مجمع دفاعی انگلیس ((EDL (English DefenseLeague ) از مهمترین شبکه های اسلام هراسی و اسلام ستیزی در انگلستان هستند. در آلمان، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، سوئد و دیگر کشورهای اروپایی نیز جنش های راست افراطی، به شدت علیه اسلام فعالیت می کنند.

وجود انواع مختلف اسلام هراسی در غرب نشان می دهد که سیاست مداران و دولت مردان غربی، مشکل بنیادی با اسلام دارند و به دلیل ترس از فراگیرتر شدن اسلام در اروپا، با روش ها و گونه های مختلف سعی در تضعیف دین اسلام و مسلمانان می کنند. 

مهر ۰۴, ۱۴۰۱ ۱۳:۳۹ Asia/Tehran